تبليغاتX
آن چهار نفر
پیگیری سرنوشت چهار دیپلمات ایرانی دربند رژیم صهیونیستی

پس از تلاش و تاکید فراوان دانشجویان و خانواده ها مبنی بر بازجویی از سمیر جعجع و یا به محاکمه کشاندن " سمیر جعجع " به علت ربودن چهار دیپلمات ایرانی و پاسخ خواهی از وی در مورد سرنوشت متوسلیان، اخوان، موسوی و رستگار مقدم، حمید رضا آصفی سخنگوی وزارت امور خارجه کشورمان روز گذشته علاوه بر تاکید بر زنده بودن این چهار نفر گفت : به زودی در دادگاه های لبنان علیه افرادی که در ربودن چهار دیپلمات دست داشتند ( از جمله سمیر جعجع ) شکایت کرده و آنان را به محاکمه خواهیم کشاند.

آصفی : چهار دیپلمات زنده اند

آصفی گفت : جمهوری اسلامی ایران مسئولیت ربودن چهار دیپلمات ایرانی در سال ۱۹۸۲ را متوجه رژیم صهیونیستی می داند و تلاشهای زیادی برای روشن شدن وضعیت این عزیزان به عمل آورده است.

وی افزود: دولت لبنان و حزب الله این کشور در این زمینه همکاری خوبی با جمهوری اسلامی ایران انجام داده اند ولی متاسفانه به دلیل کارشکنی رژیم صهیونیستی تلاشهای صورت گرفته تاکنون به نتیجه نرسیده است.

آصفی گفت : وزارت امور خارجه در حال برسی ادعاهای جدید " سمیر جعجع " مبنی بر اینکه از سوی وی دستور تحویل دیپلماتهای ایرانی به بخش امنیتی نیروهای لبنانی (ایلی حبیقه) داده شده، می باشد و طرح شکایت در دادگاههای ذیصلاح لبنان علیه عاملین این اقدام در دستور کار ما قرار دارد تا طی آن، مساله به شکل جدی و شفاف از طریق مراجع ذیصلاح قضائی مورد تعقیب قرار گرفته و عاملین این گروگانگیری مشخص و رای دادگاه اجرا گردد.

وی همچنین خاطرنشان کرد : علاوه بر لبنان تلاشهای همه جانبه ای از طریق سایر کشورهای ذی نفوذ در منطقه به ویژه سوریه و سازمانهای بین المللی و سازمان ملل و به ویژه شخص دبیر کل به عمل آمده و این تلاشها همچنان ادامه خواهد یافت.

سخنگوی وزارت امور خارجه تاکید کرد : اعتقاد داریم که این افراد زنده هستند و مسئولیت سلامت ایشان بر عهده رژیم صهیونیستی است و باید عواقب آن را به عهده گیرد و وزارت امور خارجه با جدیت این موضوع را در دستور کار پیگیرانه و مستمر خود دارد.

گفتنی است پیش از این، وزارت امور خارجه فقط تلویحا بر " پیگیری سرنوشت " ( نه زنده بودن) این چهار نفر تاکید می کرد و  علی رغم این که جای بسی امیدواری وجود دارد اما نکته جالب این که وزارت امور خارجه پس از ۲۳ سال تازه به فکر شکایت از "سمیر جعجع " و افرادی مانند او - که یا اطلاعاتی در مورد سرنوشت چهار دیپلمات ما دارند و یا در ربودن آنها شریک بوده اند - افتاده است!

نوشته شده توسط سرباز اسلام در ساعت 17:51 | لینک  | 

 در پی رای پارلمان لبنان به تعدیل قانون جنایات جنگى (1975) همانگونه كه پیش از این خبرگزارى رسمى دولت لبنان پیش بینى كرده بود، امیل لحود، رئیس جمهوری لبنان، قانون بخشودگی سمیر جعجع، فرمانده سابق نیروهای فالانژیست این کشور، و 30 تن از افراد متهم به اقدامات غیر قانونی را امضا کرد و بدین ترتیب سمیر جعجع فرمانده نظامى فالانژهاى لبنانى و یکی از عوامل اصلی ربودن چهار دیپلمات ایرانی پس از یازده سال، طی چند روز آینده آزاد مى‏شود.

اما "سمیر جعجع " کیست و آیا احتمال این که در صورت آزادی او باز هم جنگ داخلی در لبنان اتفاق بیافتد، وجود دارد؟

سمیر جعجع (samir jeajea )

سمیر جعجع در سال 1952 میلادى در منطقه مسیحى نشین جبل لبنان به دنیا آمد. پدر او یك گروهبان ارتش لبنان بود. جعجع براى تحصیل به دانشگاه آمریكایى بیروت رفت، اما با شروع جنگ داخلى لبنان مجبور شد که در دانشگاه سنت ژوزف بیروت ادامه تحصیل دهد. وى در جریان درگیرى‏ها با چریك‏هاى چپ گراى فلسطینى در سال 1976 به نیروهاى شبه نظامى مسیحى پیوست و در سال 1978 (۱۳۵۶) به درخواست بشیر جمیل شاخه نظامى حزب كتائب را تشكیل داد.

نیروهاى تندرو فالانژیست به رهبری جعجع در طول سال‌های جنگ‌های داخلی، جنایات بی‌شماری را مرتکب شدند. اما پس از پایان جنگ‏هاى داخلى و انعقاد قرارداد 1990 طائف، جعجع موافقت كرد كه سلاح‌هایش را تحویل دهد. اما سمیر جعجع همچنان به مخالفت‏هاى نظامى و سیاسى خود با دولت رفیق حریرى در لبنان ادامه مى‏داد، چرا كه معتقد بود تشكیلات امنیتى سوریه بر دولت حریرى سیطره دارد. این وضعیت ادامه داشت تا این كه در سال 1994 با انفجار كلیساى النجاه، دولت لبنان در نشستى اضطرارى با حضور رفیق حریرى، نخست وزیر وقت لبنان، دستور انحلال حزب كتائب لبنان را صادر كرد و پس از كمتر از یك ماه از اتخاذ این تصمیم از سوى دولت لبنان سمیر جعجع بازداشت و به زندانی در وزارت دفاع منتقل شد.

پس از مدتى، جعجع در دادگاه محاكمه شد و به جرم قتل نخست وزیر سابق لبنان، رشید كرامى و دانى شمعون و خانواده وى ابتدا به اعدام و در دادگاه تجدید نظر به حبس ابد محكوم شد.

جعجع كه مسئول مستقیم ربودن 4 دیپلمات ایرانى در حومه بیروت است، پس از تحولات سیاسى اخیر در لبنان، عده‌ای از نمایندگان مجلس پیشین لبنان تصمیم گرفتند طرحى را براى آزادى سمیر جعجع تصویب كنند كه نمایندگان نزدیک به حزب الله با آبستراكسیون جلسه مانع از این امر شدند.

اما پس از راهیابی " استریدا جعجع " همسر سمیر جعجع به مجلس جدید لبنان، نمایندگان حزب " سعد حریرى " فرزند رفیق حریرى با همکاری همسر سمیر جعجع توانستند این قانون را به تصویب برسانند.

سمیر جعجع در حال رقص با همسرش استریدا جعجع که اکنون نماینده پارلمان لبنان شده است

در این باره گفتنى است روزنامه المستقبل، وابسته به خاندان حریرى در گزارشی نوشته بود: «ماه گذشته سعد حریرى، در زندان وزارت دفاع با جعجع دیدار كرد و بر اولویت تصویب قانونى براى عفو وى در نزدیك‏ترین زمان ممكن تاكید كرده بود.»

همچنین در اولین جلسه پارلمان جدید لبنان، نبیه برى رییس شیعه این پارلمان در سخنانى تعهد داده بود كه براى آزاد كردن سمیر جعجع با تعدیل قانون عفو در اولین جلسه قانون گذارى پارلمان جدید تلاش كند.

در این باره یک كارشناس امور بین‌الملل گفت: «در قانون اساسى لبنان آمده است كه رییس مجلس الزاما باید شیعه باشد و نبیه برى براى رقابت با دیگر رقباى شیعه خود كه با ائتلاف حزب الله و امل تقویت شده بودند، حاضر شد با معارضان توافق كند و سمیر جعجع كه مسئول خون صدها هزار شیعه و فلسطینى آواره است را آزاد كند.»

وی همچنین ادامه داد: آزادى جعجع با جنگ داخلى در لبنان برابر است و سعد حریرى مى‏كوشد با آزادى جعجع كه روزى توسط پدرش زندانى شده بود، كفه قواى نظامى خود را در برابر حزب الله و امل تقویت كند.

تصاویری دیگر از سمیر جعجع (samir geagea) :

 12 /  3

نوشته شده توسط سرباز اسلام در ساعت 20:52 | لینک  | 

دیروز امیل لحود رئیس جمهور لبنان قانون عفو و آزادی "سمیر جعجع " را امضا کرد و این قانون پس از انتشار در روزنامه رسمی کشور لبنان در روز (پنج شنبه)، لازم الاجرا خواهد بود و بر این اساس سمیر جعجع حداکثر تا سه یا چهار روز دیگر آزاد می شود.

اما روزنامه جمهوری اسلامی در شماره امروز خود ( ۲۹ تیر ۸۴) در ستون " جهت اطلاع " نوشت :

روزنامه جمهوری اسلامی

یک نويسنده و محقق مسايل لبنان گفت : جمهوری اسلامی ايران می تواند از دولت لبنان برای "سمير جعجع" به جرم دستگيری ديپلماتهای ايرانی و تحويل آنها به رژيم صهيونيستی درخواست محاكمه كند.

اين محقق با اشاره به تصويب قانون بخشودگی "جعجع"، فرمانده سابق فالانژهای لبنان در مجلس آن كشور افزود : طرفداران جعجع اطلاعات متناقضی درباره دستگيری ديپلماتهای ايرانی منتشر كرده اند و مقامات ايرانی نيز ملاقاتهای زيادی با وی داشته اند اما هر بار او با بيان سخنان متناقض حاضر به اعتراف درباره دستگيری يا شهادت يا اسارت و يا فروش ديپلماتهای ايرانی به رژيم صهيونيستی نشده است .

وی تصريح کرد : آنچه مسلم است ديپلماتهای ايرانی تحويل نظاميان اسرائيلی شده اند و اين مساله بايد بطور جدی دنبال شود.

نوشته شده توسط سرباز اسلام در ساعت 9:28 | لینک  | 

روز گذشته (دوشنبه 27 تیر ماه 1384) پس از آن که تعدادی از دانشجویان برای پیگیری سرنوشت چهار دیپلمات ربوده شده ایرانی در مقابل سفارت لبنان تجمع کردند، یکی از اعضای سفارت از دانشجویان خواست که نمایندگان آنها برای مذاکره با عدنان منصورسفیر لبنان به درون سفارت لبنان بروند.

پرویز امینی دبیر اتحادیه انجمن اسلامی دانشجویان مستقل که بانی تجمع روز دوشنبه در مقابل سفارت لبنان بود، به همراه تعدادی دیگری از دانشجویان، که عکاسان وخبرنگاران رسانه ها نیز آنان را همراهی می کردند برای ملاقات با سفیر لبنان به درون سفارت لبنان رفتند.

"عدنان منصور" به استقبال دانشجویان آمد و آنان را به گرمی پذیرفت دیداری که شش ماه پیش هم تکرار شده بود. عدنان منصور در آن دیدار که 21دی ماه سال 83 در همین مکان برگزار شده بود، برای دانشجویان از اشتراکات فراوان ایران و لبنان گفته بود و این که اهتمام و کوشش دولت، ملت و وسائل ارتباط جمعی لبنان نسبت به تعیین سرنوشت برادران ایرانی هیچ وقت کمتر از اهتمام و کوشش شما نسبت به قضیه نبوده است.

سفیر لبنان در این دیدار نیز همین سخنان را دوباره تکرار کرد اما با این تفاوت که این بار شش ماه از دیدار پیشین وی با دانشجویان گذشته بود و او باید در مقابل مطالباتی که دی ماه سال گذشته دانشجویان از وی در مورد سرنوشت چهار دیپلمات ربوده شده ایرانی داشتند و او قول پیگیری آنها را داده بود، پاسخگو باشد.

عدنان منصور سفیر لبنان در دیدار سال گذشته، در مقابل خواسته دانشجویان مبنی بر بازجویی دقیق از "سمیر جعجع" یکی از سران نیروهای فالانژ در لبنان که در سال 61  چهار دیپلمات ایرانی را ربوده و اکنون وی در زندان لبنان به سر می برد، گفته بود : دیدگاه شما در مورد این مساله بسیار قابل توجه است و ما این دیدگاه را حتما به مسئولان ذیربط در دولت لبنان منتقل خواهیم کرد و خواسته های شما را مطرح خواهیم کرد.

اما امروز پس از شش ماه هنوز این خواسته برآورده نشده است و دانشجویان با همان مطالبه شش ماه پیش، یعنی بازجویی از " سمیر جعجع " در مقابل سفارت لبنان تجمع کرده بودند.

"سمیر جعجع" یکی از فرماندهان نیروهای فالانژ بود که در سال 1982 چهار دیپلمات ایرانی را در لبنان ربودند؛ او به جز ربودن این چهار دیپلمات ایرانی، جنایات دیگری نیز در لبنان مرتکب شد که پس از پایان جنگ داخلی لبنان در سال 1990 به جرم دست داشتن در ترورها و اقدامات نظامی از جمله (ترور رشید کرامی نخست وزیر اسبق لبنان در سال 1987) محکوم به حبس ابد شد. 

سمیر جعجع؛ یکی از عوامل اصلی ربودن چهار دیپلمات ایرانی

پس از انتخابات اخیر پارلمان لبنان، " استریدا جعجع" همسر " سمیر جعجع " توانست در قالب حزب خود چند کرسی در پارلمان لبنان کسب کند و با همراهی سایر فراکسیون ها و گروههایی که مخالف سوریه هستند، فراکسیون اکثریت را تشکیل دهند که به این واسطه توانستند قانونی را در مجلس لبنان تصویب کنند که بر اساس آن " سمیر جعجع " به زودی آزاد می شود اما این قانون نیازمند امضای " امیل لحود " رئیس جمهور لبنان است تا لازم الاجرا باشد؛

از طرفی سمیر جعجع مهره ای است که اگر چهار دیپلمات ما کشته شده و یا بر اساس شواهد موجود به اسرائیل منتقل شده باشند، او از این جریان کاملا مطلع است اما تا کنون هیچ گونه بازجویی از او در این رابطه به عمل نیامده و اکنون دانشجویان ایرانی و حتی خانواده های چهار دیپلمات ربوده شده خواستار بازجویی از او هستند و تاکید دارند که " سمیر جعجع " پیش از آن که از زندان آزاد شود، باید در مورد سرنوشت این چهار ایرانی مورد بازجویی دقیق قرار گیرد تا این سرنخ مهم را به آسانی از دست ندهیم.

دیروز امینی در دومین دیدار سفیر لبنان با دانشجویان، همانند آقای سفیر، سخنان خود را از اشتراکات فراوان ایران و لبنان آغاز کرد و تاکید کرد که ما با استفاده از همین ظرفیت های مشترک می خواهیم با شما گفتگو کنیم.

دبیر اتحادیه انجمن اسلامی دانشجویان مستقل، با تاکید بر بازجویی از " سمیر جعجع " و پیگیری جدی سرنوشت چهار دیپلمات ربوده شده ایرانی گفت : اصرار مجدانه برای پیگیری جدی سرنوشت این چهار ایرانی امری جدی است و محدود به خانواده های این چهار نفر نمی شود و به همین جهت ملت ایران رفتار دولت لبنان در پیگیری سرنوشت چهار دیپلمات و جریان بازجویی از "سمیر جعجع " را در حافظه تاریخی خود ثبت خواهد کرد.

این دومین بار بود که دانشجویان درخواست بازجویی از "سمیر جعجع" را با سفیر لبنان مطرح کردند، و عدنان منصور سفیر لبنان پس از آن که تاکید کرد این چهار دیپلمات ایرانی علاوه بر دیپلمات بودن، میهمانان ملت لبنان بودند، گفت : " نباید اتهامات بی پایه و اساس به افراد لبنانی وارد کرد"؛ و این در حالی است که خود "جعجع" بارها نقش خود در ربودن چهار دیپلمات ایرانی را تایید کرده است.

این اظهارت سفیر لبنان، یکی از دانشجویان حاضر در این جلسه که خود را دانشجوی رشته حقوق معرفی می کرد، به واکنش وا داشت. این دانشجو گفت : اتهاماتی در مورد ربودن چهار دیپلمات ایرانی در سال 1982 متوجه "سمیر جعجع" است و او نیز اکنون در زندان به سر می برد و انجام بازجویی به دلیل اثبات یا رد یک اتهام از نظر حقوقی یک امر مسلم است و شما نمی توانید ما را از انجام این کار نهی کنید.

اما نکته جالب در این دیدار که دوساعت به طول انجامید این بود که هرگاه استنادات و استدلال های دانشجویان باعث اثبات حقانیت آنان در بیان این مطالبات می شد، سفیر لبنان تاکید می کرد که " چون این موضوع در گفتگو و تعاملات هیات های دو کشور مطرح است، شما می توانید به عنوان اهرم فشاری بر دستگاه دیپلماسی ایران، از آنان بخواهید که مطالبات شما از جمله بازجویی از "سمیر جعجع " را به صورت رسمی با دولت لبنان مطرح کنند.

نکته قابل توجه این که عدنان منصور تاکید کرد : دستگاه قضایی لبنان تشخیص دهنده نحوه هدایت دامنه تحقیقات در مورد سرنوشت چهار دیپلمات ربوده شده ایرانی و از جمله آن، بازجویی از سمیر جعجع است.

همچنین سفیر لبنان در این دیدار گفت : سرنخ های زیادی برای پیگیری سرنوشت چهار دیپلمات ایرانی وجود دارد که قابل پیگیری است اما آقای عدنان منصور به این نکته اشاره نکرد که علی رغم وجود تعداد زیادی از این سرنخ ها در خود لبنان - از جمله شاهدان زنده بودن این چهار نفر - چرا تا کنون دولت لبنان اقدامی در این زمینه صورت نداده و به سراغ این افراد نرفته است.

پرویز امینی در پایان این دیدار، نامه سرگشاده دانشجویان به " امیل لحود " رئیس جمهور لبنان را به آقای سفیر تقدیم کرد و سفیر لبنان نیز قول داد که این نامه و گزارش کامل این دیدار را همچون دیدار قبلی با دانشجویان(دی ماه 1383) به اطلاع دولت لبنان برساند.

و ابهام 23 ساله سرنوشت احمد متوسلیان، تقی رستگار مقدم، کاظم اخوان و سید محسن موسوی همچنان ادامه دارد...

منبع : سرویس سیاسی خبرگزاری "مهر"

نوشته شده توسط سرباز اسلام در ساعت 20:6 | لینک  | 

امروز ( دوشنبه ۲۷ تیر ۸۴ ) دانشجویان ایرانی در مقابل سفارت لبنان تجمع کردند؛

احمد متوسلیان، دانشجوی دانشگاه علم و صنعت و سید محسن موسوی دانشجوی دانشگاه تهران، دو نفر از چهار دیپلماتی هستند که در 14 تیر 1361 (چهارم جولای 1982) به همراه کاظم اخوان و تقی رستگار مقدم ، توسط نیروهای فالانژ در لبنان ربوده شدند.

یکی از ربایندگان این چهار نفر که از فرماندهان نیروهای فالانژ بوده است ، "سمیر جعجع " نام دارد.

او به جز ربودن این چهار دیپلمات ایرانی، جنایات دیگری نیز در لبنان مرتکب شد که پس از پایان جنگ داخلی لبنان در سال 1990 به جرم دست داشتن در ترورها و اقدامات نظامی از جمله (ترور رشید کرامی نخست وزیر اسبق لبنان در سال 1987) محکوم به حبس ابد شد. 

پس از انتخابات اخیر پارلمان لبنان، استریدا جعجع همسر " سمیر جعجع " توانست در قالب حزب خود چند کرسی در پارلمان لبنان کسب کند و با همراهی سایر فراکسیون ها و گروههایی که مخالف سوریه هستند، فراکسیون اکثریت را تشکیل دهند که به این واسطه توانستند قانونی را در مجلس لبنان تصویب کنند که بر اساس آن " سمیر جعجع " به زودی آزاد می شود اما این قانون نیازمند امضای " امیل لحود " رئیس جمهور لبنان است تا لازم الاجرا باشد؛

از طرفی سمیر جعجع مهره ای است که اگر چهار دیپلمات ما کشته شده و یا بر اساس شواهد موجود به اسرائیل منتقل شده باشند، او از این جریان کاملا مطلع است اما تا کنون هیچ گونه بازجویی از او در این رابطه به عمل نیامده است.

دانشجویان معترض ایرانی امروز در مقابل سفارت لبنان علاوه بر آن که به مسئولان کشورمان برای پیگیری جدی سرنوشت چهار دیپلمات ربوده شده ایرانی تلنگری جدی زدند، از دولت لبنان نیز خواستند که هر چه زودتر نظر رسمی خود در مورد سرنوشت احمد متوسلیان، سید محسن موسوی، تقی رستگار مقدم و کاظم اخوان را اعلام کرده و تاکید کردند که سمیر جعجع پیش از آن که از زندان آزاد شود، باید در مورد سرنوشت این چهار ایرانی مورد بازجویی دقیق قرار گیرد تا این سرنخ مهم را به آسانی از دست ندهیم.

همچنین دانشجویان نامه ای خطاب به " امیل لحود " رئیس جمهور لبنان نگاشتند که در این تجمع قرائت شد و نسخه اصلی آن برای ارسال به رئیس جمهور لبنان به سفارت لبنان تحویل داده شد.

خبرگزاری های مهر ، فارس ، ایسنا و ایلنا نیز چند گزارش تصویری از این تجمع منتشر کردند. 

همچنین " وبلاگ مجال " در مورد موضوع چهار دیپلمات ایرانی و این تجمع گفته است : همين كه مي شنويم رژيم صهيونيستي براي بازپس گيري اجساد چند تن از افسران خود حاضر به آزاد كردن ده ها اسير مي باشد، به اندازه كافي موضوع براي شرمساري داريم. اما آن چه من مي خواهم در مورد آن صحبت كنم، اثر حركت هاي خودجوش مردمي در سرعت بخشيدن به اين گونه امور است...

نوشته شده توسط سرباز اسلام در ساعت 22:9 | لینک  | 

سایت اینترنتی  www.asikd.com متعلق به انجمن حمایت از دیپلماتهای ربوده شده ایرانی است که دبیر کلی آن را سید رائد موسوی فرزند سید محسن موسوی یکی از چهار دیپلمات ربوده شده ایرانی بر عهده دارد.

وب سایت انجمن حمایت از دیپلماتهای ربوده شده ایرانی

این پایگاه اینترنتی برای انعکاس اخبار و آخرین اطلاعات و همچنین معرفی و گزارشی از تحولات و جریانات پیش آمده در طول 23 سال ربوده شدن 4 دیپلمات ایرانی در لبنان و اسارت آنان در بند صهیونیستها، آغاز به کار کرده است.

بخش "معرفی" در این سایت به زندگی نامه احمد متوسلیان، سید محسن موسوی، تقی رستگار مقدم و کاظم اخوان اختصاص دارد.

بخش "اخبار" حاوی آخرین اخبار از پیگیری سرنوشت این چهار دیپلمات است.

بخش "شواهد" به بررسی آخرین شواهدی که در مورد سرنوشت این چهار نفر وجود دارد، می پردازد و مطالبی خواندنی در مورد زنده بودن این چهار ایرانی در آن گنجانده شده است.

در صفحه نخست این سایت اینترنتی آمده است: آقای سید محسن موسوی ، کاردارسفارت جمهوری اسلامی ایران در بیروت وهمراهانش آقای احمد متوسلیان ، ‌آقای کاظم اخوان ( خبرنگار ) ، آقای تقی رستگار مقدم بعد ظهر روز 4 ژوئیه1982 ( 14/4/1361 ) در حالیکه با یک اتومبیل مرسدس با پلاک دیپلماتیک درجاده ساحلی طرابلس بیروت به سوی پایتخت در حرکت بودند وتوسط یک اتومبیل نیروی امنیت داخلی لبنان ویژه امنیت سفارتخانه های خارجی اسکورت می شدند در پست بازرسی باربارا در منطقه مدفون توسط شبه نظامیان مسیحی موسوم به نیروهای فالانژیت (قوات اللبنانیه) متوقف وربوده شدند.

وطبق اطلاعات موثق در حوالی سال 1988 میلادی از طریق دریا به فلسطین اشغالی منتقل شدند . وهم اکنون در زندانهای اسرائیل به سر می برند.

ما از کلیه اشخاص ومقامات وسازمانهای جهانی که در مورد سرنوشت چهار دیپلمات ایرانی ربوده شده اطلاعی دارند و یا می توانند برای آزادی این عزیزان تلاش کنند، خواستاریم کمک خود را از ما دریغ نکنند؛ تا به امید خدا هر چه زودتر این انتظار طولانی به پایان رسد.

نوشته شده توسط سرباز اسلام در ساعت 20:45 | لینک  | 

 طی چند سال اخیر علی رغم آن که موضوع خلبان اسرائیلی هیچ ارتباطی به چهار دیپلمات ربوده شده کشورمان ندارد، رسانه های صهیونیستی ، مشخص شدن سرنوشت چهار گروگان ایرانی را همواره منوط به ارائه خبری از " ران آراد " کرده اند اما در این باره که وی کیست و کجاست ، تاکنون مطلب جامعی منتشر نشده است .

ران آراد

 روز بیست و سوم مهرماه سال 1365  ، ساعت 3 بعدازظهر ، چندین فروند هواپیمای جنگی اف – 4  که از پایگاه هوایی داخل خاک فلسطین اشغالی برخاسته بودند  ، برای  بمباران مواضع نیروهای فلسطینی و لبنانی در منطقه « اشرفیه » در جنوب شرقی شهر « صیدا » و همین طور اردوگاه آوارگان فلسطینی « المیه و میه » ، به حریم هوایی لبنان تجاوز کردند .

با شدت گرفتن بمباران خانه های کوچک و ضعیف آوارگان ، ضدهوایی های متعلق به گروههای مبارز ، به مقابله با این تهاجم هوایی که کشته و زخمی شدن زنان و کودکان را به همراه داشت ، پرداختند و در آن میان جوانی فلسطینی که یک قبضه موشک ضدهوایی ( از نوعی که به دنبال حرارت هواپیما می رود ) بر دوش خویش داشت، پس از نشانه روی و شلیک به موقع، موفق شد یکی از هواپیماهای فانتوم را هدف قرار دهد .

پس از آنکه هواپیما مورد اصابت موشک قرار گرفت ، دو سرنشین آن سراسیمه و به سرعت دکمه پرتاب صندلی را فشار دادند که با انفجاری خفیف، از داخل هواپیما به بیرون پرتاب شدند . به دنبال سقوط هواپیما ، خلبان و کمک اش به وسیله چتر نجات ، در دو منطقه جدا گانه در داخل خاک لبنان فرود آمدند .

هلی کوپترهای  جنگی رژیم صهیونیستی که مشغول گشت زنی  نزدیک  آنجا بودند، پس از اخذ دستور ، به سرعت به محل فرود یکی از خلبانها شتافتند و توانستند او را قبل از اینکه به دست نیروهای مبارز بیفتد ، سوار کرده و از مهلکه نجات دهند .

به محض سقوط هواپیما و انفجار آن ، تلاش نیروهای شبه نظامی لبنانی و فلسطینی که  از بمباران خانه و کاشانه خویش عصبانی بودند ، برای ردگیری و دستگیری خلبانان آن آغاز شد .

" ران آراد "  28 ساله که در یک باغ فرود آمد، بر اثر شدت ضربه وارده ، آرنج دست چپش شکست و دقایقی بعد نیروهای گروه  "مقاومت مومنه" به رهبری "مصطفی دیرانی" منشعب از "سازمان امل"، که در یکی از روستاهای اطراف به نام " زغداریا " مستقر بودند، سررسیدند  و زودتر از فلسطینی ها ، او را به اسارت  خود درآوردند و  برحسب اتفاق، محلی که آراد در آنجا فرود آمده بود ، خط تماس جنگ داخلی "امل" و سازمانهای فلسطینی بود.

سه ساعت بعد ، آراد که از شکستگی دست رنج می برد ، سوار بر اتومبیلی شخصی ، در حالی که چند ماشین دیگر حامل نیروهای مسلح او را اسکورت می کردند ، از صیدا به طرف بیروت حرکت داده شد . در طی مسیر ، دژبانی ها و پست های بازرسی گروههای مختلف مسلح از جمله ارتش لبنان قرار داشتند . ماشین حامل آراد ، قبل از رسیدن به یکی از این پستها ، سعی کرد تا با روشن و خاموش کردن چراغهای جلو ، بفهماند که مجروح دارد و نمی تواند بایستد . ولی نیروهای ارتش ، به سمت کاروان در حال عبور شلیک کردند اما به کسی آسیبی نرسید .

ران آراد

دقایقی بعد در " افران الرمیله " ( نان فروشی رمیله ) که همه خودروهای کاروان اسکورت به هم ملحق شدند ، برای رعایت جوانب امنیتی، آراد در خودرویی دیگر قرار گرفت و به سمت بیروت حرکت داده شد .

در بیروت ، خلبان مجروح را مستقیما به خانه شخصی مصطفی دیرانی ( مسئول وقت کمیته امنیت سازمان امل ) بردند . ساعتی بعد که اضطراب و ترس آراد فروکش کرد، با پسر دوسال و نیمه دیرانی به بازی و سرگرمی مشغول شد . ساعت 10 شب ، به دلیل شدت جراحت  به یکی از درمانگاهها برده شد که دکتر ارتوپد در محل کار خود حضور نداشت . پس از دقایقی با پیگیری های زیاد ، دکتر از منزل خود به بیمارستان آمد و دست چپ خلبان اسرائیلی را گچ گرفت و مداوا کرد .

سازمان امل ،  در اولین روزها مدعی شد که رزمندگانش موفق شده اند هواپیمای جنگی اسرائیلی را ساقط کنند  و خلبان آن را به اسارت درآورند ، ولی  سازمان فلسطینی « فتح » ( گروه ابونضال ) این ادعا را رد کرد و گفت :" ما هواپیمای اسرائیلی  را با موشک زدیم ولی چون خلبان آن در نزدیکی خطوط نیروهای امل فرود آمد ، آنها توانستند او را اسیر کنند."

از همان روز به بعد ، رژیم صهیونیستی - که برای حفظ روحیه نیروهای مسلح و بخصوص خلبانانش اهمیت بسیاری قائل است و همواره سعی دارد تا از هر عملی که باعث تضعیف روحیه جنگی و جنایتکار آنان شود ، جلوگیری کند -  پیدا کردن و کسب خبر از ران آراد را بهانه بسیاری از جنایاتش قرار داد .

در نیمه شب 6  مرداد ماه سال 1368 ، هلی کوپتری متعلق به ارتش اسرائیل در محوطه ای باز در مرکز شهر "جبشیت " در جنوب لبنان فرود آمد و در میان ترس و اضطراب مردم ، نیروهای کماندویی ویژه ، به آپارتمانی که در آن نزدیکی قرار داشت ، هجوم بردند و پس از شکستن در ورودی طبقه دوم ساختمان ، در میان وحشت زن و فرزندان ، اقدام به ربودن « حجت الاسلام شیخ عبدالکریم عبید » امام جمعه جبشیت نموده  و پس از انتقال او به هلی کوپتر ، با سرعت هر چه تمامتر به داخل فلسطین اشغالی پرواز کردند .

بهانه اسرائیل برای این آدم ربایی جنایتکارانه ، این بود که مدعی شدند  شیخ عبید دستور نقل و انتقال آراد را داده است . 

 چند سال بعد ، در نیمه شب 3 خرداد 1373 ، مصطفی دیرانی در حالی که در جمع خانواده خود خفته بود ، با صدای هلی کوپتر هایی که بر تپه ای نزدیک روستای " قصرنبا " در دره بقاع فرود آمده بودند ، از خواب پرید ولی تا بخواهد اسلحه کمری را از زیر بالش خود بردارد ، با عکس العمل کماندوهای "تیپ ویژه گولانی" - که وظیفه اصلی شان این گونه آدم ربایی ها بود ـ بر بالین خود رو به رو شد و در میان بهت و وحشت زن و فرزندانش، به داخل هلی کوپتر منتقل شد و از آنجا به پایگاهی نظامی در فلسطین اشغالی منتقل شد که  در آن میان برادر وی از پنجره خانه شان که مقابل خانه مصطفی بود ، با تفنگ شکاری اقدام به تیراندازی به سمت صهیونیستها کرد که با پاسخ شدید آنان رو به رو شد ولی به کسی آسیبی نرسید.

پس از چند سال که از آدم ربایی های رژیم صهیونیستی می گذشت ، سرانجام در خرداد ماه سال 1379 دادگاهی نظامی و در حصاری از نیروهای امنیتی ، برای رسیدگی به پرونده عبید و دیرانی تشکیل شد .

در این فاصله اخبار متناقضی از سرنوشت آراد منتشر می شد . خرداد ماه سال 1373 روزنامه « نداء الوطن » چاپ بیروت ، بدون اشاره به زمان و مکانی خاص ، نوشت : " ران آراد به هنگام فرار از محل بازداشت خود، از سوی نگهبانانش هدف شلیک قرار گرفته و کشته شده است. این روزنامه در ادامه نوشت : " آراد هنگامی که در اسارت عناصر منشعب از سازمان امل به رهبری مصطفی دیرانی بود، به قتل رسیده است."

شهریور سال 1375 رادیو رژیم صهیونیستی به نقل از روزنامه اسرائیلی « یدیعوت آهارونوت » اعلام کرد : " هرگونه اطلاعات در مورد دیپلماتهای ایرانی ربوده شده در لبنان ، می تواند اطلاعات متقابلی در مورد ران آراد به همراه داشته باشد."

اشاره می شود  احمد متوسلیان ،  سید محسن موسوی ، تقی رستگار مقدم و  کاظم اخوان علیرغم برخورداری از مصونیت دیپلماتیک ، 14 تیر ماه سال 1361 در پست بازرسی فالانژیستها در شمال بیروت معروف به "حاجز برباره" به اسارت در آمدند که از آن تاریخ به بعد هیچ خبر موثقی از سرنوشت آنان به دست نیامده است اما رژیم صهیونیستی همواره به دنبال گره زدن اخبار و اطلاعات ماجرای ران آراد با گروگانهای ایرانی است.

اسرائیل همواره تلاش دارد تا این گونه وانمود کند که آراد توسط حزب الله لبنان ربوده شده و در اختیار ایران است ولی حزب الله نیز در مقابل ، هرگونه ارتباط خود را با این قضیه رد کرده است و دلیل صحت این مطلب نیز این است  که اگر خلبان اسرائیلی در دست حزب الله بود ، این حزب به راحتی می توانست بر سر این خلبان معامله کرده و بهای گزافی از اسرائیل طلب کند ، کما اینکه در گذشته نیز شاهد بوده ایم  در ازای تکه های بدن چند سرباز متجاوز اسرائیلی، حزب الله توانست صدها تن از اسرای خود را از چنگال این رژیم آزاد کند .

شیخ عبدالکریم عبید از مسئولین حزب الله در جنوب لبنان که در اسارت بسر می برد ، خرداد ماه سال 1379 در مصاحبه با روزنامه اسرائیلی " معاریو " ، ضمن تاکید بر اینکه هیچ ارتباطی با اسارت خلبان اسرائیلی ندارد و عبید بی جهت ربوده شده است ، گفت : " آراد، گروگان حزب الله نبوده و به همین دلیل امیدی برای آزادی او از طریق ربودن من وجود ندارد ، بلکه برعکس ، این امر ممکن است اوضاع را پیچیده تر کند .

مصطفی دیرانی و شیخ عبدالکریم عبید

مصطفی دیرانی نیز روز پنجشنبه 19 خرداد ماه 1379 در مصاحبه با همین روزنامه ، گفت : " من نمی دانم آراد زنده است یا مرده و نمی دانم او در حال حاضر کجاست "

دیرانی درباره وضعیت آراد در اولین ساعات اسارت ، گفت : " اولین بار که او را دیدم ، پس از سقوط هواپیمایش بود . چند ساعت بعد او به خانه من در بیروت منتقل شد . من به او لباس و غذا دادم و او با پسر من که در آن موقع دوساله و نیم بود ، بازی کرد .

دیرانی همچنین تحویل خلبان اسرائیلی به عوامل ایران در بعلبک در مقابل 300 هزار دلار را تکذیب کرد و درباره گم شدن آراد گفت : " ارتش اسرائیل به منطقه "میدون " در دره بقاع حمله کرد و دهها تن کشته و زخمی از مردم عادی برجای گذاشت؛ نگهبانان آراد که از نیروهای "امل" بودند ، برای جویا شدن از احوال نزدیکانشان ، او را ترک کردند و پس از بازگشت متوجه شدند که آراد نیست و پیدایش نکردند . "

 دیرانی مدعی شده که بعدا شنیده است یک گروه ایرانی از ترس اینکه اسرائیل عملیات تهاجمی برای نجات آراد انجام دهد ، خلبان اسرائیلی را از مخفیگاه سازمان امل ربوده اند . وی برای ادعای خود هیچ دلیل و مدرک مستندی ارائه نداده است . البته این امر می تواند عکس العملی  در برابر خبر کشته شدن ران آراد توسط نیروهای سازمان امل باشد و اینکه خود را از این اتهام مبرا کند .

هرآنچه هست ، نشان از آن دارد که رژیم صهیونیستی برای یافتن ران آراد اهمیت قائل شده و حتی دست به آدم ربایی آشکار زده است و همواره در برابر اذهان و افکار جهانی ، جنایتکار جنگی خود را که تنها برای ریختن بمب بر سر مردم بیگناه ، به لبنان تجاوز کرده بود ( و البته بار اولش نبود که خانه و کاشانه مردم لبنان را بمباران می کرد ) مفقودی مظلوم جلوه می دهد و این گونه تبلیغ می کند که ایران وی را ربوده و نگهداری می کند . ولی تا به امروز سازمانهای اطلاعاتی عریض و طویل اسرائیل "موساد " و آمریکا  " سیا " هیچ سند موثقی بر این ادعای خود ارائه نداده اند.

24 مهر ماه سال 1377 ، روزنامه " البیان " چاپ امارات ، خبر داد که یک گروه اسرائیلی به سرپرستی " شین " برادر ران آراد ، به دنبال جمع آوری یک میلیون امضا توسط پست الکترونیکی هستند تا به این وسیله از « سید محمد خاتمی » رئیس جمهوری اسلامی ایران ، بخواهند که ایران برادرش را آزاد کند !!!

چندی پیش نیز خبرگزاریها از قول رابط آلمانی میان حزب الله لبنان و اسرائیل برای تبادل اسرایشان ، نوشتند که " هم چهار گروگان ایرانی و هم ران آراد کشته شده اند و موضوع آنها از پرونده تبادل اسرا خارج شده است ."

 این امر با مخالفت خانواده های گروگانهای ایرانی رو به رو شد . چرا که هیچ سند موثقی مبنی بر شهادت آنان ارائه نشده است بلکه اطلاعات بسیار خوبی از زنده بودن دیپلماتهای ربوده شده کشورمان دربند اسرائیل موجود است.

نوشته شده توسط سرباز اسلام در ساعت 17:58 | لینک  | 

حمید داودآبادی محقق و نویسنده ای که تحقیقات جامعی در مورد سرنوشت چهار دیپلمات ربوده شده ایرانی انجام داده و برای این کار حتی تا لبنان نیز رفته است در گفتگو با وبلاگ "آن چهار نفر" از انتشار کتابی تحت عنوان "کمین چهارم جولای" خبر داد.

داود آبادی گفت : این کتاب روزشمار جریان ربوده شدن چهار دیپلمات ایرانی از ۱۴ تیر ۶۱ (چهارم جولای ۱۹۸۲) تا  ۱۴ تیر ۸۴  است و در آن تمام مصاحبه ها، گزارشات و اخباری که طی این سالها در رسانه های داخلی و خارجی نقل شده را گردآوری کرده ام. 

وی افزود : اکنون در حال جمع آوری اخباری که طی چند روز گذشته از این ۴ نفر منتشر شده هستم و پس از آن کتاب را برای انتشار به  فرهنگسرای پايداری خواهم سپرد.

برای مشاهده آخرین مصاحبه حمید داودآبادی در مورد چهار دیپلمات ربوده شده ایرانی که چندی پیش در شریف نیوز منتشر شد، به این آدرس مراجعه کنید :http://sharifnews.ir/?7619

نوشته شده توسط سرباز اسلام در ساعت 18:59 | لینک  | 

مختصری از زندگی نامه سید محسن موسوی یکی از 4 دیپلمات ربوده شده ایرانی که با گذشت بیش از 23 سال از ربوده شدن توسط دست نشاندگان اسرائیل در لبنان هنوز هیچ خبر موثقی از سرنوشت آنان در دست نیست.

سید محسن موسوی در سالهای قبل از انقلاب

بزرگی همه بزرگمردان تاریخ در کودکی متفاوتشان رقم خورده ومحسن نیز از این قاعده مستثنی نبود. پدری روحانی وجو مذهبی خانواده برای او انس با قرآن ، ‌وآشنایی با سیره اهل بیت ،‌ تاسی به جدش موسی بن جعفر (‌ع) را در تمام مراحل زندگی به ارمغان آورد.

آغاز دوران مدرسه آغاز فصلی جدید در زندگی ، و 11 سالگی شروعی نه چندان زود برای فعالیت های سیاسی اجتماعی وی بود. شرکت در جلسات دکتر شریعتی در حسینیه ارشاد نگرش او را بازتر وفعالیت هایش را وسیع تر می کرد.

 اوکه از کودکی با قرآن مانوس شده بود ،‌هوش سرشار واستعداد خویش را با حفظ آیات الهی وتدبر در آن برکت بخشید وبه یمن این رحمت، تحصیلی موفق داشت بطوری که توانست دوران متوسطه را در سن 15 سالگی بااخذ مدرک دیپلم به پایان برساند وبلافاصله در رشته برق دانشگاه تهران پذیرفته شود.

مطیع ولایت بود وعاشق امام؛ عمده فعالیتهایش را در این دوران تکثیر وپخش مخفیانه اعلامیه و نوارهای امام ودکتر شریعتی، کمک به خانواده زندانیان سیاسی ومدیریت وسازماندهی افراد برای مبارزه علیه رژیم تشکیل می داد که همه بهانه هایی بود بر دستگیری و شکنجه توسط ساواک پرونده ها و سوابق سیاسی در ساواک او را از تحصیلات عالیه محروم و د رپایان سال اول از دانشگاه اخراج شد . دوران خدمت نیز به واسطه روحیه ظلم ستیزی و انزجار درونی اش نسبت به رژیم ، انتقال ها و ماجراهایی را به دنبال داشت. یکبار پل دختر، یکبار پادگان جی ، باردیگر آشنایی با همراه وشریک زندگی اش در سال 54 روزگار سراسر مبارزه او را با نوعی دیگر از عشق همراه کرد. فعالیت های سیاسی ، تحت تعقیب بودن از سوی ساواک و اصرار خانواده ، او را مجبور می کند تا در سال 56 به همراه همسر وبرادر خود از کشورخارج شود .

 در آمریکا با شرکت درجلسات بحث و گفتگو تظاهرات علیه رژیم وکارتر وتبلیغ اسلام مبارزه خود را ادامه می دهد تا این که یک ماه پس از تبعید امام به پاریس برای کسب تکلیف خدمت امام رسید وپس از پیروزی انقلاب در اردیبهشت 58 به میهن بازگشت.

سید محسن موسوی به همراه تنها فرزندش ، سید رائد

پس از بازگشت جذب نخست وزیری ودر حراست فرودگاه مشغول به کارشد. با دریایی تجربه انقلابی اردوی یادواره شریعتی را با مدیریت و سرپرستی خود سازماندهی کرد. اردویی نظامی عقیدتی که به منظور تربیت و جهت دادن نسل انقلاب برنامه ریزی شده بود چرا که انسانی راحت طلب نبود وتکلیف خود را تمام شده نمی دید.
 
درهمان سال تحت پوشش یک گروه دانشجویی به دعوت شیعیان لبنان ودکتر چمران و بنا به دستور امام عازم لبنان شد و سفر به لبنان آغاز زمزمه هایی از رفتن بود؛ لبنان جنگ زده نوعی دیگر از مردانگی را می طلبید نقش اساسی وی را در تشکیل هسته های اولیه حزب الله نمی توان نادیده گرفت.

او در کنار مبارزه و سخنرانی، ازمردم محروم و ستمدیده جنوب لبنان دستگیری می کرد ومرهمی بر دل آشفتگان ازظلم و خیانت بود.

رائد در آغوش پدری که او را سیر ندید...و نبوسید...

سال 59 ، در این بحبوبه عشق وایثار طعم شیرین پدر بودن را چشید و درنامه ای به همسرش احساس خود را چنین بیان کرد :  "امیدوارم ومطمئنم این ثمره زندگی یادگار خوبی از من و تو وهمچنین باقیات الصالحات زندگی ما خواهد شد ومن درست برعکس دیگران که فرزند وابستگی شان را به زندگی بیشتر و دل کندن از دنیا را برایشان سخت تر می کند با به دنیا آمدن "رائد" احساس می کنم که رفتن برایم راحتتر وشیرین تر شده است ومطمئنا این لطف خداست چرا که همیشه از خدا خواسته ام تا در راه رسیدن به او هیچ چیز مانع ام نباشد وحال می بینم نه تنها مانع نشده بلکه محرکی قوی برای حرکت وشتاب در حرکت هم نیز هست. اگر چه فرزندمان مجبور خواهد شد بدون سایه پدر زندگی کند اما مگر نه اینکه همه بزرگان بخش عظیمی از زندگی شان را در یتیمی به سر بردند ......"

" خداوندا ترا به عزت و جلالت قسم ، تو را به عشقت نسبت به بندگان مخلصت سوگند در مسیری که برای رسیدن به تو انتخاب کرده ام شهادت را نصیبم فرما چرا که وعده کرده ای که عاشقانت را در خون ملاقات کنی ومن عاشق تو هستم وبا تمام وجودم می پرستمت و پیشانی عبودیت به ساحتت میسایم و امیدم آن است که بتوانم برای لحظه ای نظرت را به خودم جلب کرده و از دید محبت مورد لطفم قرار دهی "

سید محسن موسوی ...

اندکی پس از منصوب شدن به وسیله رژیم عراق ترور شد که به طرز معجزه آسایی از مرگ نجات پیدا کرد نجات پیدا کرد تا در آزمونی عظیم تر مورد امتحان الهی قرار گیرد.

16 خرداد ماه 1361 رژیم صهیونیستی دست به حمله گسترده هوائی ،‌زمینی و دریائی به لبنان زد دراین حمله گسترده نیروهای صهیونیستی وارد خاک لبنان شدند و سرزمین خوبی ها را اشغال کردند. نیروهای صهیونیستی ظرف چند روز بخش اعظم جنوب لبنان را به اشغال در آوردند ، ‌کنترل کامل جنوب لبنان توسط ارتش رژیم صهیونیستی ، عقب نشینی سریع نیروهای طرفدارعرفات به بیروت ،‌همکاری علنی حزب کتائب و بشیر جمیل فرمانده نیروهای لبنان ( فالاثر) با اشغالگران، محاصره مناطق مسلمان نشین بیروت را به دنبال داشت.

سید محسن موسوی هنگام حمله اسرائیل به جنوب لبنان در تهران به سر می برد او با قطع مرخصی خود بلافاصله عازم سوریه شد تا هر چه سریع تر خود را به محل کار خود در بیروت برساند.

وی که مصداق عینی اتحاد سیاست و دیانت است در شرایطی که همه سفرا و وابستگان سفارت های سایر کشورها از ترس موشک ها وتوپ های صهیونیستی فرار را بر قرار ترجیح دادند محکم ایستادگی کرده و وظایف خود را در معیت هیات همراه انجام می دهد.

چهار دیپلمات ایرانی دربند رژیم صهیونیستی

ساعت 16:30 بعداظهر 13 تیر 1361 سید محسن موسوی به اتفاق احمد متوسلیان ، تقی رستگارمقدم و کاظم اخوان با اتومبیل سفارت جمهوری اسلامی ایران عازم بیروت شدند وچون بیروت در محاصره نیروهای اسرائیلی قرار داشت ، ‌اتومبیل این چهارتن از راه "بعلبک" عازم "‌زغرتا " شد ودر آنجا متوقف گردید سپس از این شهر با خودروی ژاندارمری لبنان به راه خود ادامه دادند تا اینکه ساعت 13:30 روز 14 تیرماه به منطقه " برباره " واقع در شمال بیروت که محل تمرکز نیروهای فالانژ بود، رسیدند ودر پست بازرسی "برباره " توسط عده ای ناشناس ربوده شدند.

 شواهد موجود حکایت از آن دارد که نیروهای فالانژ به سرکردگی "ایلی حبیقه" و "سمیر جعجع" این چهار نفر را ربوده وپس ازمدتی آنها را تحویل اسرائیل داده اند.

نوشته شده توسط سرباز اسلام در ساعت 15:48 | لینک  | 

در پي انتشار خبر آزادي قريب الوقوع سمير جعجع، فرمانده‌ي سابق نيروهاي فالانژ لبنان، كه به طور مستقيم با جريان ربوده شدن چهار ديپلمات كشورمان در لبنان در ارتباط بوده است، سرويس سياسي خارجي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا‌) ضمن گفت‌وگو با يك كارشناس مسايل لبنان و فرزند سيد محسن موسوي، كاردار ربوده شده‌ي سفارت كشورمان در بيروت، به پيگري اين مساله از مجاري مختلف از جمله وزارت امورخارجه‌ي كشورمان، سفارت لبنان و دفتر نمايندگي حزب‌الله لبنان در تهران پرداخته‌ است. حاصل اين گفت‌وگوها و نتيجه‌ پيگيري‌هاي مذكور در پي مي‌آيد.

در روزهاي گذشته توسط برخي رسانه‌هاي داخلي و خارجي اعلام شد كه قرار است سمير جعجع، سركرده‌ي فلانژهاي لبنان كه به خاطر جناياتش در زندان لبنان به سر مي‌برده و محكوم به حبس ابد است، آزاد شود؛ حدود 23 سال پيش در تاريخ 14 تيرماه 1361، چهار ديپلمات كشورمان به نام‌هاي احمد متوسليان، سيدمحسن موسوي، تقي رستگار مقدم و كاظم اخوان، در عين داشتن مصونيت ديپلماتيك توسط گروهي از نيروهاي فالانژ، به سركردگي وي در جنوب بيروت ربوده شده و تاكنون خبر موثقي از سرنوشت آنان در دست نيست.

آزادي سركرده‌ي سابق فالانژ‌هاي لبنان از سويي به عنوان از دست رفتن يكي از سرنخ‌هاي مهم براي پيگيري وضعيت ديپلمات‌هاي ربوده شده‌ي كشورمان تلقي مي‌شود و اين در حالي است كه از ديگر سو مي‌توان آزادي سمير جعجع را موقعيتي مناسب براي دريافت اطلاعات مفيد او در اين‌باره به حساب آورد.

سيد رائد موسوي، فرزند سيد محسن موسوي، كاردار ربوده شده‌ي سفارت كشورمان در بيروت، در اين رابطه با بيان اين مطلب كه جعجع تنها سرنخ و تنها راه پيگيري وضع پدرش و هم‌بندان او نيست، به خبرنگار سياسي - خارجي ايسنا گفت: پيش از بازداشت جعجع تلاش بسياري براي پيگيري وضع پدرم و همراهانش انجام داديم كه متاسفانه بي‌نتيجه باقي ماند.

وي افزود: در مدتي كه سركرده‌ي سابق فالانژيست‌هاي لبنان با محكوميت حبس ابد در زندان به سر مي‌برد و با توجه به شرايط‌ خاص‌اش كه مي‌توانستيم با انجام بازجويي‌اي حرفه‌اي اطلاعاتي مفيد و ارزشمند را از او بدست آوريم نيز اقدام خاصي انجام نشد؛ دستگاه سياست خارجي كشور در برهه‌اي از زمان سعي كرد تا اين قضيه را از طريق كشور سوريه پيگيري كند كه اين مساله نيز با خروج سوريه از لبنان همزمان و لذا منتفي شد.

فرزند سيد محسن موسوي، كاردار ربوده شده‌ي سفارت كشورمان در بيروت با تاكيد بر لزوم انجام پيگيري‌هاي مداوم كشورمان در خصوص وضعيت پدرش و همراهان‌ دربندش اظهار داشت: سرنخ‌هاي بسياري در اين چارچوب موجود است كه به نظرم با پيگيري مداوم اين جريان مثلا به مدت يكسال و نه چند ماه يكدفعه، مي‌توان تكليف اين پرونده را روشن ساخت.

سيد رائد موسوي با اشاره به اين‌كه پيش از بازداشت سمير جعجع و در زمان اوج قدرت فالانژيست‌هاي لبنان يك‌بار با خانواده‌اش ديداري با او داشته‌اند، ادامه داد: در آن زمان جعجع اطلاعات و سرنخ‌هاي با ارزشي را به ما داد كه پيش از آن در ديدار با ايلي هويقه( يكي ديگر از افراد كليدي مرتبط با اين جريان كه بعدا ترور شد) نيز برخي از آن ها را كسب كرده بوديم ولي اين سرنخ‌ها بدون پيگيري مداوم دردي را دوا نخواهد كرد.

وي با بيان اين مطلب كه در صورت آزادي سمير جعجع به همراه خانواده‌هاي ديپلمات‌هاي ربوده شده‌ي كشورمان براي ديدار با او اقدام خواهند كرد، گفت: به هر صورت از ما به عنوان خانواده‌هاي اين ديپلمات‌ها كار عملي خاصي ساخته نيست و اين وظيفه‌ي دولت ايران است كه ما را براي پيگيري وضعيت جدي‌تر عزيزان‌مان ياري دهد.

در اين ميان پيگيري خبرنگار ايسنا از سفارت لبنان در تهران جهت پاسخ به اين پرسش كه برنامه‌ي دولت بنان در صورت‌آزادي جعجع و براي كمك به روشن شدن وضعيت چهار ديپلمات ربوده شده‌ي كشورمان، چه اقدامي خواهد كرد؟ بي‌نتيجه ماند و يكي از كاركنان اين سفارت‌خانه به خبرنگار ايسنا گفت كه «جناب سفير در هفته‌ي جاري و در اين رابطه هيچ موضعي در اين خصوص نخواهند داشت.»

در همين حال محمد صادق حسيني، كارشناس مسايل لبنان و كشورهاي عربي در گفت‌و گو با خبرنگار سياسي - خارجي خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا) با اشاره به اين كه پرونده‌ي چهار ديپلمات ربوده شده‌ي كشورمان در لبنان در طول زمان به پرونده‌اي پيچيده تبديل شده است، اظهار داشت: متاسفانه دستگاه ديپلماسي جمهوري اسلامي ايران در اين مورد نيز هم‌چون برخي موارد مشابه، آن گونه كه بايد و شايد پيگيري‌هاي لازم را انجام نداده است.

وي افزود: ما در جريان ربوده شدن چهار ديپلمات كشورمان، به وضوح با نوعي جنايت جنگي مواجه بوديم كه جا داشت در دادگاه سمير جعجع به عنوان جنايتكار جنگي مطرح و پيگيري ‌شود.

اين كارشناس مسايل لبنان و كشورهاي عربي در ادامه با اشاره به آزادي قريب‌الوقوع سركرده‌ي سابق فلانژهاي لبنان از زندان‌هاي اين كشور، خاطرنشان كرد: به نظر مي‌رسد اكنون زمان مناسبي فرارسيده تا با توجه به فضاي مثبتي كه بر روابط و تعاملات جمهوري اسلامي ايران و لبنان حاكم است، اين خواسته سريعا به دولت لبنان ابلاغ شود كه ملت ايران در انتظار كسب اطلاعاتي مفيد از شخص سمير جعجع هستند.

حسيني با بيان اين مطلب كه سمير جعجع در حال مبرا شدن از اتهامات گذشته‌اش است، افزود: او مسوول ترور رشيد كرامي از سويي و ربوده شدن ديپلمات‌هاي جمهوري اسلامي ايران از ديگر سوست؛ فكر مي‌كنم جمهوري اسلامي ايران نيز با پيگيري‌هاي مداوم و البته هر چه سريع‌تر، توان حل اين مساله را خواهد داشت.

وي ادامه اظهار داشت: حزب‌الله و جنبش امل تحت وضعيتي ائتلافي در انتخابات پارلماني لبنان و در برخي مناطق پيروزي قطعي را كسب كردند و جمهوري اسلامي ايران مي‌تواند از اين عامل به عنوان اهرم فشاري براي به نتيجه رساندن اين پروژه استفاده نمايد.

اين كارشناس مسايل لبنان و كشورهاي عربي با بيان اين كه حركت و نقل مكان ديپلمات‌هاي ربوده شده‌ي كشورمان از مبدا تا مقصد نامشخص‌شان، تحت نظر و با نظارت كامل پليس ديپلماتيك لبنان صورت گرفته، گفت: با توجه به اين مساله، دولت لبنان بايد هر چه سريع‌تر و كاملا روشن و قاطع پاسخي قانع‌كننده را به ايران ابلاغ نمايد و در غير اين صورت جمهوري اسلامي ايران بايد پاي اين مساله كه حق مسلم‌اش است، محكم و با قاطعيت بايستد و پاسخ مورد نظرش را طلب كند.

حسيني در پايان خاطرنشان كرد كه در اين جريان دولت لبنان بايد سمير جعجع را به عنوان يك منبع اطلاعاتي مورد بازخواست قرار دهد و در اين مساله قوانين بين‌المللي نيز پشتيبان ما خواهد بود.

يكي از مسوولان وزارت امورخارجه‌ي كشورمان نيز در پاسخ به خبرنگار ايسنا در اين رابطه چند روز فرصت خواست تا مساله از مجاري ديپلماتيك‌اش پيگيري شود.

اين در حالي است كه دفتر حزب‌الله لبنان در تهران نيز از پاسخگويي در رابطه با زمان آزادي سمير جعجع يا در اختيار قرار دادن هر اطلاعات ديگري در اين رابطه به ايسنا، خودداري نمود.

حال اين سوال مطرح است كه سرانجام پيگيري‌ها براي مشخص شدن سرنوشت چهار ديپلمات كشورمان به كجا خواهد انجاميد؟

سخنگوي وزارت امورخارجه‌ي كشورمان در همين رابطه با بيان اين‌كه اگر هر روز هم درباره‌ي اين قضيه سوال شود، باز هم جاي پرسش باقي خواهد ماند، تاكيد مي‌كند كه ما كرارا گفته‌ايم كه مسووليت اين قضيه را متوجه رژيم صهيونيستي مي‌دانيم.

وي مي‌افزايد: وزارت امور خارجه در اين زمينه از طريق كشور لبنان اقدامات و تلاش‌هاي بسياري را انجام داده كه جاي دارد از دولت لبنان نيز تشكر نماييم ولي متاسفانه به خاطر ماهيت رژيم صهيونيستي اين قضيه هنوز به نتيجه نرسيده است ولي اين مساله هم‌چنان در دستور كار ما قرار دارد.

به هر صورت و عيرغم آن‌كه سمير جعجع تنها كليد حل اين معما به حساب نمي‌آيد، ولي مي‌توان آزادي او را به عنوان فرصتي براي كسب اطلاعات بيشتر از وضعيت دپلمات‌هاي ربوده شده‌ي كشورمان در نظر داشت.

فرزند كاردار ربوده شده‌ي سفارت كشورمان در بيروت، آخرين خبر از وضعيت پدر و همراهانش را چنين اعلام مي‌كند: بر اساس آخرين اخبار، پدرم و همراهانش زنده و در زندان‌هاي هيفا در سرزمين‌هاي اشغالي تحت نظر نظاميان رژيم صهيونيستي به سر مي‌برند.

باشد كه هر چه سريع‌تر با روشن شدن وضعيت اين عزيزان، علاوه بر حل يكي ديگر از معماهاي كشور در عرصه‌ي سياست خارجي، به سر رسيدن انتظار چندين ساله‌ي خانواده‌هاي آن‌ها را نيز شاهد باشيم.

گزارش از خبرنگار ايسنا: حامد وفايي

نوشته شده توسط سرباز اسلام در ساعت 20:49 | لینک  | 

                    

دکتر صادق طباطبایی از جمله افراد کلکسیون چهره های قدیمی و شناخته شده نظام جمهوری اسلامی است که به لحاظ نزدیکی و قرابت نسبی و سببی با خانواده بنیانگذار جمهوری اسلامی در زاویه ورود و خروجی بسیاری از اخبار ، تحلیل ها و اطلاعات مرتبط با وقایع تاریخی دو دهه اخیر قرار داشته است. گفتگوی کوتاه روزنامه الکترونیکی ایران ما با وی را بخوانید:

سوال : آقای طباطبایی ، این روزها مصادف با سالگرد مفقود شدن چهار دیپلمات و تبعه ایرانی در جنوب لبنان است.واقعه مفقود شدن این چهار نفر ، از سال 61 که اتفاق افتاد ، تا به امروز همچنان محل مناقشه میان دولت های ایران و اسرائیل بوده . با توجه به جایگاه خبری و منابعی که شما در اختیار دارید ، فکر می کنید واقعا چه بر سر این شهروندان ایرانی آمده است؟

صادق طباطبایی

من خبر ربوده شدن آنها را از همان دقایق اولیه شنیدم و به گمانم چون آنها در منطقه ای ربوده شده بودند که تحت اشغال نیروهای فالانژ جنوب لبنان بود ،به احتمال زیاد در مرحله اول آنها گروگان گرفته شده اند و برای احتمالاتی چون زد و بند با نیروهای داخلی لبنان آنها را اسیر نگاه داشته اند ؛ سپس به اسرائیل تحویل داده شده اند.

سوال : بحث زنده بودن و همچنان اسیر بودن آنها تا چه حد می تواند مقرون به حقیقت باشد؟

من نمی دانم منابعی که از زنده بودن آنها صحبت می کنند بر چه اساس و مدرکی به این نکته باور دارند ، ولی به هر حال معتقدم حتی اگر هم زنده نباشند ، ایران همچنان باید پیگیر وضعیت آنها و روشن کردن سرنوشت آنان باشد.

سوال : موضوع تبادل آنها با زنده یا مرده "رون آراد" (خلبان اسرائیلی) را که به خاطر دارید. ارتباطی میان این دو موضوع می بینید؟

من تصور می کنم اسرائیلی ها در مورد رون آراد صرفا بلوف خبری می زدند و ایران را هم متهم می کردند که جسد آراد را در اختیار دارد.به گمان من حتی فرضیه حضور جسد آراد در ایران هم فرضیه باطلی است.

سوال : به نظر شما دولت های متعدد ایران و اساسا مجموع حاکمیت عملکرد قابل قبولی در پیگیری وضعیت چهار ایرانی ربوده شده داشته است؟

من البته همچنان که قبلا اشاره کردم نمی دانم کسانی که احتمال زنده بودن این افراد را می دهند ، بر چه اساس و شواهدی ادعای خود را مطرح می کنند، اما طبیعتا این وظیفه ایران است که کار را رها نکند و به لحاظ حفظ حرمت و حقوق اتباع خود به پیگیری پرونده آنها ادامه دهد.

در همین زمینه تاکید می کنم که به نظر من ، ما اساسا در مورد حفظ حقوق شهروندان خود در کشورهای دیگر کوتاهی های غیر قابل جبرانی داسته ایم.از جمله بارزترین این کوتاهی ها مسئله ناپدید شدن امام موسی صدر در سال 1978 است که هنوز و با گذشت نزدیک به سه دهه نتوانسته ایم ابعاد مجهول پرونده مفقود شدن ایشان را روشن کنیم.شما این وضعیت را مقابسه کنید با تحرک و پتانسیل کشورهای دیگر – از جمله اروپایی ها – برای حفظ و حراست از حقوق شهروندان خود و یا حتی شهروندان دیگر کشورها. برای مثال به مورد آلمان و قضیه "میکونوس " اشاره می کنم. قربانیان پرونده میکونوس ، چند شهروند ایرانی مقیم موقت آلمان بوده اند که با این که تبعه دائمی این کشور نبوده اند ، ولی دولت آلمان بعد از گدشت چند سال هنوز قضیه را رها نکرده و همچنان پیگیر موضوع مشخص شدن ابعاد پرونده ترور آن چند ایرانی در رستوران میکونوس است.وقتی دولتی این گونه حتی از شهروندان خارجی مقیم خاک خود حمایت می کند ، بی انصافی نیست که ما از حقوق شهروندان خود – از جمله افرادی مثل همین دیپلمات های مفقود شده ، امام موسی صدر ، دیپلمات های ترور شده در پاکستان و ...- دفاع نکنیم؟

منبع : روزنامه الکترونیکی ایران ما

نوشته شده توسط سرباز اسلام در ساعت 21:26 | لینک  | 

   اکنون که دکتر احمدی‌نژاد در آستانه تشکیل نهمین دولت جمهوری اسلامی قرار دارد، باید وضعیت خود را نسبت به این پرونده که یکی از مهمترین پرونده های عرصه سیاست خارجی کشورمان محسوب می‌شود روشن کند.

نگاهی به برخی از این سرنخ‌ها خالی از لطف نیست. شاید تلنگری بر مسئولان دستگاه دیپلماسی دولت آقای خاتمی و یا بر مسئولانی که می‌خواهند سکان این دستگاه را در دولت محمود احمدی‌نژاد به دست گیرند، باشد.

با فرارسیدن 14 تیر ماه 1384، دقیقا 23 سال از ربوده شدن 4 دیپلمات ایرانی در لبنان به دست نیروهای فالانژ می‌گذرد و در این سال‌ها نقل و قول‌های فراوان و البته گاه متناقضی در مورد سرنوشت این 4 تبعه ایرانی صورت گرفته است، اما در هر حال شواهد موجود حکایت از انتقال این 4 نفر به زندانهای رژیم صهیونیستی دارد.

چهار دیپلمات ایرانی دربند رژیم صهیونیستی

از چندی پیش به این فکر افتادم که پس از گذشت بیش از 20 سال، چرا خبر دقیقی از سرنوشت 4 دیپلمات ایرانی دربند رژیم صهیونیستی در دست نیست و چرا مسئولان مستقیم پیگیری این پرونده مهم در عرصه سیاست خارجی کشورمان حساسیت خاصی برای به نتیجه رساندن آن از خود نشان نمی‌دهند. وقتی به سراغ آرشیو تاریخی پیگیری‌ها رفتم و سراغی از خانواده های این 4 عزیز گرفتم متوجه این نکته شدم که سرنخ های فراوانی برای پیگیری و فشار بر مجامع بین المللی برای رهایی احمد متوسلیان، تقی رستگار مقدم، سید محسن موسوی و کاظم اخوان که اکنون شواهد خوبی از زنده بودن آنان دردست داریم، وجود دارد. در این میان نگاهی به برخی از این سرنخ‌ها خالی از لطف نیست. شاید تلنگری بر مسئولان دستگاه دیپلماسی دولت آقای خاتمی و یا بر مسئولانی که می‌خواهند سکان این دستگاه را در دولت محمود احمدی نژاد به دست گیرند، باشد.

1ـ چرا هیچ یک از مسئولان سفارت ایران در پاریس، سراغ «روبیر حاتم» با نام مستعار «کوبرا» از سرکردگان فالانژیست‌ها که اکنون در فرانسه سکونت دارد و مدعی است شاهد قتل چهار گروگان ایرانی بوده، نرفته است؟

2ـ چرا کسی سراغ «عیسی ایوبی» از کارمندان روزنامه لبنانی «الدیار» که به هنگام بازداشت دیپلماتهای ایرانی در لبنان با آنان در زندان بوده، نرفته و از او آخرین اخبار و اطلاعات مربوط به گروگانها را نگرفته است؟

3ـ چرا کسی پیگیر این نمی‌شود که «ایلی حبیقه» از فرماندهان فالانژیستها، که دوسال پیش در لبنان کشته شد، چه نقشی در اسارت گروگانها داشته است ؟

4ـ چرا هیچ کس سراغ «احمد حبیب الله» دبیر کل کمیته حمایت از زندانیان محبوس در زندانهای اسرائیل که طی چند نوبت کنفرانس مطبوعاتی که با حضور خبرنگاران رسانههای منطقه ای و جهانی، ضمن اظهارنظری رسمی اعلام کرد: گروگانهای ایرانی زنده بوده و در زندان «عتلیت» واقع در شمال تل آویو اسرائیل به سر میبرند، نرفت تا اینکه بنا بر برخی اطلاعات وی فوت کرده است و چرا کسی سراغ پسر او که مدعی است پدرش درباره گروگانهای ایرانی اطلاعات مهمی داشته، نمی‌رود؟

5 ـ مگر در سال 1376 پس از ادعای «احمد حبیب الله»، اسرائیل قبول نکرد که سه نفر ایرانی به همراه راننده شان در زندان عتلیت بسر می‌برند، پس چه شد؟ این سه نفر که بنا بر اخبار منتشره، در چنگ صهیونیستها به سر می‌برند چه کسانی هستند؟ چرا اسامی شان اعلام نمی‌شود؟

6- پس آن زندانی سابق فلسطینی که مهرماه 1376 مطبوعات خبردادند که پس از آزادی از زندان «عتلیت» اسرائیل ضمن تماس با دفتر سازمانعفو بین الملل در لندن اعلام کرده که در زمان اسارتش، یک بار در سال ۱374 گروگانهای ایرانی را به چشم خود دیده، کجاست؟ چرا کسی با او مصاحبه نکرد؟

7 ـ چرا کسی سراغ «استیون فور» و «گابریل بستانی» معروف به «گابی»، از عاملین دستگیری دیپلماتهای ایرانی، که در حال حاضر در استرالیا زندگی می‌کنند، نمی‌رود؟

8 ـ «جورج یونس» به نام مستعار ابونا و جورج صباع ملقب به ابوایمن که روبیر حاتم مدعی است عاملین اصلی کشتار دیپلماتهای ایرانی می‌باشند، کیستند و کجا هستند؟ در لبنان یا خارج از آن؟ چه کسی مسئول است که رد آنان را بگیرد و پاسخی قانع کننده به خانواده گروگان‌ها بدهد؟!

9 ـ چرا کسی سراغ «جورج سوری» از اعضای فالانژها که خودروی دیپلماتهای ایرانی را برای صحنه سازی پس از گروگانگیری، از محل «حاجز برباره» به شهر بندری طرابلس در شمال لبنان منتقل کرد، نمی‌رود؟

10ـ منابع امنیتی تشکیلات خود گردان فلسطین که اسفند سال 1376اعلام کردند دیپلماتهای ایرانی هم اکنون در زندان «نفحه» واقع در 95 کیلومتری مرز مصر با فلسطین به سر می‌برند و از سال 72 پس از گذراندن سه سال حبس در زندان «صرفند» به زندان «نفحه» منتقل شده‌اند، کیستند و کجایند؟ چه کسی باید سراغی از آنان بگیرد؟

11 ـ چرا کسی با «نادر سکر»، از اعضای فرماندهی فالانژیستها هنگام اسارت گروگانهای ایرانی، که در حال حاضر مسئول برنامه‌های سیاسی فرستنده تلویزیونی ماهواره‌ای «ال.بی.سی» لبنان است، مصاحبه نمی‌کند؟ مگر نه این که او مدعی است گروگان‌ها به «سمیر جعجع» معاون ایلی حبیقه تحویل شده اند؟ مگر نه این که «نادر سکر» پیش از این جهت ملاقات با سفیر ایران در لبنان اعلام آمادگی کرده است، پس چه شد؟

12- آیا نباید کسی سراغ «ماریو سیموندس» لبنانی یونانی تبار که به اتهام قاچاق موادمخدر در زندان یونان به سر می‌برد، و در زمان گروگانگیری مامور پیگیری پرونده 4 دیپلمات ایرانی بوده است، برود؟

13- اظهارات «راجی عبدو» در گفتگو با روزنامه های عرب زبان که مدعی است اخبار دقیقی از کشته شدن گروگانها دارد، تا چه حد قابل اعتناست و آیا نباید کسی از ایران سراغ او که در حال حاضر در خارج از لبنان به سر می‌برد، برود؟

با توجه به این نکات و مسائل فراوان دیگر این نکته بسیار قابل توجه است که اخبار و مقالات منتشر شده در طی 22 سال گذشته موید این مسئله است که اهتمام نشریات خارجی نسبت به پیگیری پرونده چهار گروگان ایرانی، بسیار بیشتر از توجه محافل و رسانه های گروهی و بخصوص مطبوعات ایرانی بوده است. با توجه به اخبار منتشر شده در رسانه ها، به نظر می‌رسد نکات و سرنخ های بسیار زیادی برای پیگیری این مساله وجود دارد که تا کنون هیچ کس به سراغ آنها نرفته و شاید تا کنون این سرنخ‌ها از دید آقایان مخفی مانده باشد، اما با توجه به بدیهی بودن آنها، وجود چند مورد از این‌ها و عدم پیگیری مسئولان کشورمان، نظریه مخفی ماندن این موارد از دید مسئولان کشور نمی‌تواند درست باشد. از جمله این موارد می‌توان به یک مورد مهم یعنی «سمیر جعجع» از سرکردگان حزب فالانژ در زمان ربوده شدن 4 دیپلمات کشورمان اشاره کرد که اکنون در زندان لبنان اسیر است و اخیرا زمزمه های آزاد شدن او در آینده نزدیک به گوش می‌رسد. اما با توجه به روابط برادرانه ایران و لبنان هنوز حتی یک بازجویی درست و حرفه ای در مورد این 4 دیپلمات از او به عمل نیامده است و یا کشف نوار بازجویی 4 دیپلمات که گفته می‌شود نزد فردی در فرانسه است، علی رغم قول مساعد آصفی سخنگوی وزارت امور خارجه برای پیگیری آن، گویا این مساله نیز هیچ پیگیری ای را در بر نداشت.

اما اکنون و در موقعیت فعلی بیان این نکته چندان هم خالی از لطف نیست که سید محمد خاتمی رئیس جمهور در اوایل آغاز به کار دولت خود، قول روشن شدن سرنوشت این 4 نفر تا پایان دوره ریاست جمهوری خود را داده بود که در این راستا گام هایی همچون تشکیل کمیته پیگیری از سوی دولت صورت گرفت، اما در هر حال جناب آقای خاتمی اکنون واپسین روزهای ریاست جمهوری خود را سپری می‌کند و نه تنها در این مدت، پیگیری‌ها استمرار نیافته بلکه هنوز هیچ خبر جدیدی از سرنوشت سید محسن موسوی، تقی رستگار مقدم، احمد متوسلیان و کاظم اخوان به دست نیامده است.

با وجود آن که به نظر می‌رسد کمیته دولت برای پیگیری این مساله اقدامات چندان موثری انجام نداده است، اما این کمیته باید به افکار عمومی کشورمان و نیز خانواده های چشم انتظار این عزیزان گزارش دهد که دقیقا در طول این سالها چه اقداماتی برای روشن شدن سرنوشت این 4 دیپلمات ایرانی صورت گرفته و چه تمهیداتی برای ادامه پیگیری‌ها تا حصول نتیجه نهایی اندیشیده شده است. اما اکنون که محمود احمدی نژاد در آستانه تشکیل نهمین دولت جمهوری اسلامی قرار دارد باید وضعیت خود را نسبت به این پرونده، که یکی از مهمترین پرونده های عرصه سیاست خارجی کشورمان محسوب می‌شود، روشن کند. در تمام کمیته‌ها و گروههایی که از سوی دستگاههای دولتی و نهادهای ذیربط برای پیگیری این مساله گمارده شده اند، نقطه ضعف مشترکی وجود دارد که به راحتی و با تدبیر مسئولان امر می‌شد و اکنون نیز در دولت جدید می‌توان آن را مرتفع کرد.

 مساله این است که همه افرادی که برای پیگیری این مساله گمارده شده‌اند، دارای مسئولیت‌ها و مشغولیات ذهنی متعدد هستند و فقط می‌توانند قسمتی از وقت خود را برای پیگیری این مساله مهم اختصاص دهند و همین نقص باعث به وجود آمدن پیگیری های مقطعی و عدم استمرار حرکت‌ها در جهت روشن شدن سرنوشت 4 دیپلمات ایرانی دربند رژیم صهیونیستی گردیده است و شاید تا کنون یک گروه کاری خاص فقط برای پیگیری این موضوع تشکیل نشده است. طی سالهای اخیر خانواده‌های سید محسن موسوی (کاردار سفارت ایران در لبنان)، احمد متوسلیان (وابسته نظامی سفارت)، تقی رستگار مقدم (راننده) و کاظم اخوان (عکاس خبرگزاری جمهوری اسلامی) حرکت‌ها و پیگیری‌هایی را برای روشن شدن سرنوشت عزیزانشان صورت داده‌اند، اما این پیگیری‌ها نیز به دلیل در اختیار نداشتن ابزارهای لازم برای پیگیری چنین مساله‌ای با این حجم و اهمیت تا کنون ناکام مانده است.

دانشجویان و رسانه‌ها و همه اقشار مختلف که دستی در فعالیت سیاسی دارند نیز برای پیگیری و حصول نتیجه در پیگیری سرنوشت 4 دیپلمات ربوده شده ایرانی دارای جایگاه خاص و نقش به سزایی هستند که البته تشریح این جایگاه مجالی مفصل‌تر می‌طلبد. در هر حال به نظر می‌رسد حرکتهای مقطعی و یک جانبه، دیگر برای پیگیری چنین مساله مهمی پاسخگو نیست و باید تدبیری در جهت ائتلاف همه نهادهای مسئول و کسانی که می‌توانند در این زمینه اقدامی عملی انجام دهند، صورت گیرد تا پس از 23 سال به فضل پروردگار شاهد آزادی 4 دیپلمات ربوده شده ایرانی باشیم.

منبع : شریف نیوز

نوشته شده توسط سرباز اسلام در ساعت 20:31 | لینک  |